مير تقي الدين كاشاني

657

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

پروين چو دُم دنبال او ، قوس قزح خلخال او * بر خاك ره پامال او ، چون سايه فرق فرقدان سرچشمهء حيوان تويى ، از لب لبن افشان تويى * در حالت طيران تويى ، با نسر طاير توأمان اى ناقه شو زانوفكن ، آزاد كن از بار تن * كز فرط دود آه من بگرفت عالم را دخان منزل مكن جاى دگر سوى نجف اندر گذر * بر خار آن صحرا نگر بهتر ز كشت گلستان [ 4 . ] مولانا مشفقى از اقران مولانا حياتى و مولانا حيدر ذهنى است و برادر كهتر جناب مولانا جمالى « 1 » كرباس‌فروش است و الحق برادرى مشار اليه را لايق بود و در طريق اخوت و شاعرى موافق مىنمود ، لاجرم به همان كسب كرباس‌فروشى اوقات مىگذرانيد . طبع نازك و سليقهء درست داشت و در شعر فارسى و زبان كاشى كمال مهارت ظاهر مىساخت ، و در جوانى اخلاق حميدهء درويشانه و اطوار پسنديدهء عارفانه كسب كرده علم نيكنامى برمىافراشت و در سلوك طريق عشق و عاشقى ، هوا و هوس را رام « 2 » قواى روحانى ساخته مضمون اين رباعى بر لوح خاطر « 3 » مىنگاشت . لواحد من القدما . رباعيّه هرگه كه خيال دوست مفتوح شود * دل نعره‌زنان تا به بَرِ روح شود هرگز مژه بر مژه نيارم سودن * ترسم كه خيال دوست مجروح شود * * * ماييم درين گلشن بىبهره اسير * چون مرغ خزان ديده نه افغان نه صفير

--> ( 1 ) . مولانا جمال الدين محمد ، متخلّص به « جمالى » كه شرح احوالش در صفحهء 277 اثر حاضر گذشت . ( 2 ) . اصل : روم . ( 3 ) . اصل : خواطر .